تبلیغات
sonic advocates - roxsana

sonic advocates - roxsana

جستجوگر سایت

night

نام:رکس
نام خانوادگی:وارنر(varner)
جنسیت:پسر
نژاد:روباه قطبی
سن:19
لقب:لقب خاصی ندارد
لقب جنایی:شاهزاده ی دزد ها
جایگاه:سر گروه
حرفه:دزد،کلاهبردار،جعل کننده (توی همشون بی نظیره)

اخلاق:

خلاق: تو دار ،جدی.سرد.خشک ولی اگر با یکی صمیمی شد این سه گزینه کاملا از بین یره (اون فقط با دانی به این شدت صمیمیه)،محافظ کار، لج باز،تقریبا رک،دروغگوی خوبیه،بسیار  حیله گره(از یه روباه بیشتر از اینم انتظار نمیره بایدم حیله گر باشه)،از درون شخصیت مهربون و حتی کمی شیطونی داره که از گذشته به جا مونده و همیشه در حال سرکوب کردنشه و تقریبا اجازه ی بروزش رو نمیده،مغرور،،وفادار،وسواس بسیار زیادی روی تمیزی همه چیز داره،گروهش رو خانوادش میدونه و کلمه خانواده براش مقدسه،به راحتی با کسی صمیمی نمیشه

علایق:شای خفه شه ()،تمرین ،تمیرن ،و بازم تمرین برای بهتر شدن، هیجان و خطر،در مواقعی تنهایی به یه محیط طبیعی زل زدن رو دوست داره ،ارتفاع،مرتب بودن محل زندگیش،وقت گذروندن با دانی(شخصیت تیفانی)،رقابت،ابزار کارش،خانوادش

تنفرات:حرافی ،بهم ریخته بودن ،یکی سرش کرم بریزه و اعصابش رو خورد کنه،گوش ندادن حرفش،نا هنجاری،کارش درست پیش نره ،شکست بعد از کلی تلاش،گذشته،ابزار هاش اسیب ببینند،گروهش توی خطر بیفتن ،به دمش دست بزنن

ویژگی ها:چشم هاش به شدت براقه (کلا بدونید چشماش خیلی خوشکله)،دم بسیار نرمی داره

توانایی ها:توی حیله های جنگی مهارت زیادی داره،دفاع شخصی بلده ،تمرین ها و استراتیژی های مختلف طراحی میکنه

قدرت:یه انرژِی سبز رنگ که مثل اسید میمونه

سلاح:اون دزده ،تنها و بهترین سلاحش مغز و کلماتشه

غذای مورد علاقه:پاستا

نوشیدنی مورد علاقه :موکتل های خنگ و میوه ای

دوستان:گروهش ،کیت و دانی و تافی،و شما دوستان عزیز که هنوز باهاشون اشنا نشدید

دشمنان:لئو،ریکاردو(ریکی)،نیکلاس(نیک)

حیوون خونگی:ندارد

زخم:روی گردن(که با دستمال گردن مخفیش میکنه)

love:قطعا ندارد


سر گذشت:اون که یه جورایی یه نوزاد نامشروع بود توی کوچه های پایین شهر توسط مادرش رها شد .ولی یه دزد فوق حرفه ای به اسم لئو اون رو پیدا کرد و بزرگش کرد به همراه اون دو پسر دیگه (ریکی و نیک)هم بزرگ شدن ..اون به روش های مختلف ازشون کار میکشید ،اموزش میداد و بهشون سختی میداد حتی گه گاهی هم کتکشون میزد.
از اونجایی که لئو معتقد بود که دزد ها باید تنها باشن اونهارو به جون هم انداخت و بیشتر تمرکز تنفر رو روی رکس جمع کرد و اون دوتا هم طی دوره های مختلف سعی در کشتن رکس  کردن و در اخرم توی داستان اشنایی رکس با ما اشنا شد و گروه نایت رو راه اندازی کرد

____________________________________________________________________________



نام:راکسل
نام خانوادگی:ریچی(richi)
جنسیت:دختر
نژاد:خار پشت دارکویتا(دربارش توضیح میدم)
سن:18
لقب:دختر سرسخت،اینه دق،رکسانا،راکی(کیانا-__-)،رکسی،راکسی(تافی)،کاکتوس(دیاموند.__.)پیانو(دنت*تو برو اسم خودتو درست کن همش یاد غذا میفتم*)دختر چاپی(سونی قبلا میگفت)
لقب جنایی:فرشته تاریکی
جایگاه:معاون گروه
حرفه:قاتل(با بیگناه ها کاری نداره ...مجرمیه که مجرمای دیگه رو میکشه )

اخلاق:سرد،خشک،جدی،رک،سخت کوش ،لجباز و یک دنده به شدت ،خیلی کم پیش میاد ولی مهربون هم هست(خیلی خیلی کم-__-)،کمی اندر کمی شیطون (5 در صد)،سرسخت،عشق خطر.هیجان و ریسک،حیوان دوسته (میدونم بهش نمیخوره)،تو داره و احساساتش رو به راحتی بروز نمیده،مغرور

علایق:تاریکی،دریا،اسلحه ها ی مختلف،خطر،رنگ خون رو دوست داره،عاشق دید زدن شهر توی شب از یه جای مرتفعه ،نقاشی کردن و...

تنفرات:پر حرفی ها و شوخی های شای،شکست ،پلیس ها،ارایش های خیلی غلیظ و عجیب ،پوشیدن کفش پاشنه بلند ،کسی اون رو ناز نازی و این جور الفاظ صدا کنه و...

قدرت:1_یک جور مه سیاه رنگ که به هر چیزی بخوره باعث از بین رفتنش میشه یه جورایی فرایند فرسودگی و مقاومت رو پایین میاره و باعث نابودی هر چیزی میشه (بعضی وقت ها به خاطر ویژگی نژادی ممکنه بتونم درمان هم بکنم ولی انرژی که ازم میره خیلی زیاده)
2_غیب شدن

ویژگی ها:خونش به خاطر ویژگی نژادیش برای خون خوار ها خیلی شیرینه و یه جورایی خوشمزست

توانایی ها:کار با اسلحه های مختلف رو خیلی خوب بلده،دفاع شخصیش عالیه،طراحیش هم خوبه،شاید باورتون نشه ..ولی اشپزی.___.

غذای مورد علاقه:سوپ(اره میدونم ....)

نوشیدنی مورد علاقه:نسکافه و قهوه

دوستان:
گروهش ،کیت و دانی و تافی،و شما دوستان عزیز که هنوز باهاشون اشنا نشدید

دشمنان:لرد،ترور(که البته مرد)و...

حیوون خونگی:ندارد

زخم:پشت کمر

love:اصلا

سرگذشت:پدر و مادرش رو پلیس های فاسدی کشتن و اون و برادرش (یه سال ازش بزرگ تره)یتیم شدن وقتی که فقط 8 سالشون بود و اون قول داد که انتقام خونشون رو هر جوری که شده بگیره و اینطوری شد که به یه قاتل تبدیل شد.و بعدش هم گروه نایت به وجود امد و عضو گروه شد

توضیح در باره نژاد:
یه سیاره وجود داره به اسم دارکویتا که نیمی از اون کاملا مشکی و نیم دیگرش کاملا سفیده..در مرز این دو سرزمین هم درختی بزرگ روییده به اسم درخت حیات که اگر بریده بشه(بریدنش به این راحتی ها نیست)زندگی تمام ساکنان سیاره تمام میشه .در گذشه زخمی روی تنه ی درخت ایجاد شد که به هر دو سرزمین ضربه وحشتناکی وارد کرد(حتی زخم زدن بهشم اسون نیست).ولی هیچ کدوم از سرزمین ها مسئولیتش رو نپذیرفتن (چون کار اونا نبود)و جنگ چندین و چند ساله ای بین اونها به وجود امد
دارک ها موجودات بسیار منطقی هستند که قلب ندارن و احساسات در منطقه ی اونها وجود نداره و قدرت هاشون همه نابود گر هستش برعکس
ویتا ها موجودات بسیار احساساتی هستند که انتخاب هاشون همه از سر احساسه و قدرت درمان و سازندگی دارن
در اون زمان چون جنگ شده بود دارک ها و ویتا ها حق هم صحبتی یا دیدار هم رو نداشتن اما یک جادو گر کار بزرگی کرد .هر دو شاهزاده ی دو سرزمین رو جادو کرد یکی صاحب قلب شد و یکی تونست منطق رو داشته باشه ...این دو در کنار مرز هم دیگر رو میبینند و بهم علاقه مند میشن وقتی که شاه ها متوجه میشن اون هارو تبعید میکنن و اونها به مویبیس میرن (اونا پدر و مادر منن) الان اون سیاره به دست وزرا میچرخه چون شاه ها مردند و فقط نسل های اینده شاه میتونن شاه (یا ملکه)بشن ...

________________________________________________________________________



نام:انتونیو
نام خانوادگی:وگا(vega)
جنسیت:پسر
نژاد:گرگ
سن:19
لقب:ندارد(کسی جرعت نداره بهش لقب بده کلا.__.)
لقب جنایی:شوالیه سکوت (به خاطر روش قتلش که فقط با چاقو صورت میگیره و هیچ اصلحه دیگه ای استفاده نمیکنه و البته سکوتش بهش این لقب رو دادن)
جایگاه:عضو گروه
حرفه:قاتل(خیلی هم حرفه ای)
 
اخلاق:انتونیو یه افسرده ی به تمام معناست سرد،خشک،جدی،کم حرف،گوشه گیر،اصلا معاشرت بلد نیست،حتی بلد نیست لبخند بزنه،کلا حالت صورتش وات د فازه

علایق:شای دست از سرش برداره،دیدن زجر کشیدن کسایی که ازشون متنفره،سکوت،موسیقی(نصف روزش  گوشه ای ترین قسمت حال روی زمین نشسته و داره با هندزفریش اهنگ گوش میده)،نگاه کردن به خورده شدن موش توست مارهاش (زجر دیدن دوست داره )،قدم زدن توی بارون

تنفرات:سر و صدا،افراد حراف و کنه ،در مواقعی حتی شای(._.)،طی یک روز نتونه موسیقی گوش بده،چیز های شیرین ،کار با اسلحه گرم

ویژگی ها:چشم هاش خیلی یخی و سرده و یه جورایی ترسناکه

توانایی:یعنی فرا نابغه ی کامپیوتره(که به قیافش نمیخوره)،نشونه گیریش هرگز خطا نمیره،توی مبارزه ی تن به تن با اون حتما میبازید

قدرت:اون قدرت ذهنی خیلی قوی داره که باهاش هر کاری میتونه بکنه(خواندن ذهن،بلند کردن اجسازم و...)

سلاح:چاقو های مختلف

غذای مورد علاقه:چیز خاصی رو دوست نداره

نوشیدنی مورد علاقه:قهوه ای که از تلخی مزه ی زهر مار بده()

دوستان:فقط گروهش(بقیه رو تحمل میکنه..دوست نمیدونه)

دشمنان:خیلی زیادن حسش نیست همشو بگم
 
حیوون خونگی:5 تا مار داره ()که نیشاشونم نکشیده حتی.البته انتونیو ارتباط ذهنی خوبی با مار ها برقرار میکنه و مار ها اونو نیش نمیزنن هیچ براش لوس هم میشن و دوستش دارن

زخم:روی کمرش یه عالمه زخم داره

love:اصلا ابدا عمرا نداره

سرگذشت:پدرش پلیس بود و یکی از مجرم هایی که زندان انداخته بود چند نفر رو اجیر کرد که انتقام بگیرن .اونا هم به خونه ی اون
(فقط 9 سالش بود)هجوم  اوردن و خانوادش جلوش توی همون خونه دونه دونه سلاخی شدن و اون اخرین نفر بود ...یهو قدرتش به خاطر خشم و ناراحتی بسیار زیادش فوران میکنه و همه ی اون افراد میمیرن ..اون هم توی همون خونه کنار جنازه های افراد خانوادش قول داد که انتقام خون تک تکشون رو میگیره

__________________________________________________________________________



نام:شاین
نام خانوادگی:گلمر(glemer)
جنسیت:دختر
نژاد:گربه
سن:17
لقب:لوس،الکی خوش،دیوونه
لقب جنایی:میس فیس (ms.face)
جایگاه:عضو گروه
حرفه:حرفه خاصی نداره ،بیشتر به ما کمک میکنه

اخلاق:خیلی رو مخ،در مواقعی لوس و جیغ جیغو،طبع بالایی داره،تشریفاتی،روی مد ،وسواسی،در مواقعی خنگ یا دیوونه،در مواقعی
وسواس و
تشریفاتی بودنش یادش میره و خیلی خاکی میشه ،ول خرج

علایق:هیجان،خرید ،خرید،خودش،خفه کردن شای،ارایش،خودش،مکان های مجلل،خرید و...

تنفرات:بهم ریختن موهاش(روزی یک ساعت برای صاف کردنش وقت میزاره)،کثیفی، وقتایی که شای سر به سرش میزاره،یکی بهش بگه زشت (اگر اینو گفتی جونتو بردار و فرار کن)،توی یه هفته نتونه اصلا بره خرید

ویژگی:ندارد

توانای:گریمر خوبیه قطعا،مخ میزنه و اغفال میکنه عین اب خوردن()،خرید کردن به مدت طولانی()

قدرت:تبدیل شدن به هر چیز و هر کس

سلاح:بهترین سلاح ...کفش پاشنه بلند :)

غذای مورد علاقه:سالاد مرغ

نوشیدنی مورد علاقه:چای سبز و اب میوه های طبیعی

دوستان:گروهش،تافی و دانی و کیت ،شما دوستان عزیز که هنوز باهاشون اشنا نشدید

دشمنان:دشمن ندارد

حیوون خونگی:ندارد

زخم:ندارد

love:هزار تایی خاستگار داره ولی ندارد ...

سرگذشت:سرگذشتش توی داستان اشنایی ذکر شده .دختری که مادرش به زور مجبورش میکرد که تشریفاتی باشه و خودش رو بالا بدونه و زیر دست خدمتکار ها بزرگ شده و اخرشم از مدرسه شبانه روزی اشرافی ها فرار کرده و با گروه ما اشنا شده

___________________________________________________________________



نام:کسی نمیداند
نام خانوادگی:کسی نمیداند
جنسیت:پسر
نژاد:راکون مقلد(توضیح میدم)
سن:18
لقب:شای،کرمو،بیشعور،روانی و...
لقب جنایی:شای
جایگاه:عضو گروه
حرفه:این دقیقا معلوم نیست چی کارست هم دزده هم قاتل فکر کنم

اخلاق:واقعا نمیشه درست توصیفش کرد چون واقعا شخصیت پیچیده ای داره ولی میتونم بگم اول کرم بوده بعد دست و پا در اورده ،مهربون،خندون،شاد ،همه چی رو میریزه توی خودش و پشت لبخندش قایمش میکنه،ارطبات برقرار کردنش خوبه

علایق:کرم ریختن سر بقیه،خندوندن و شاد کردن دیگران،شوخی کردن،بعضی وقت ها تنهایی،اب ،بحث های لفظی،خورد کردن اعصاب ،دیوونه بازی،عشق هیجان و خطر کردن،ماشین سواری و مسابقه با ماشین های اسپرت،فیلم ترسناک،کتاب خواندن!!(یه مجموعه بزرگ کتاب داره)

تنفرات:جو سنگین ،ناراحتی ،کلا گریه،توی خود بودن افراد گروه ،یه روز ساکت و بی ماجرا ،گذشتش،گیر افتادن توی یه جایی ...هر چقدر اون مکان تنگ تر بوده باشه تنفرش بیشتر میشه ،خون

ویژگی:حافظه ی تصویری داره(یعنی خیلی باهوشه)،چشم هاش به شدت توی شب درخشندس(مانند تصویر بالا)

توانایی:مخ کامپیوتر ،ساخت دستگاه های پیچیده ،لبخند زدن توی سخت ترین شرایط(این توانایی خیلی بزرگیه )

قدرت:تقلید ار قدرت های دیگران .میتونه حدود 5 تا قدرت رو باهم داشته باشه و تاحدود یک هفته پیش خودش نگه داره اما این قارت قدرت نیست وشخصی که ازش قدرت تقلید شده قدرتش رو داره .یه ویژگی دیگه ی این قدرت هم اینه که با گرفتنش کل اطلاعات استفاده ی اون قدرت رو یاد میگیره و نیاز به تمرین نداره

سلاح:ندارد

غذای مورد علاقه:پپپپیییییییتزاااا

نوشیدنی مورد علاقه:موهیتو

دوستان:گروهش ،دانی ،کیت،تافی،شما دوستان عزیز که هنوز باهاشون اشنا نشدین

دشمنان:ندارد ..اگر هم دارد من نمیدونم.__.

حیوون خونگی:ندارد
 
زخم:روی دست(با باند میپوشونتش)
 
love:دخترا دورشو زیاد میگیرن ولی خودش محل نمیزاره ...پس لاو نداره

سرگذشت:اون یه پسر بچه توی یتیم خونه بوده که همیشه به دست چنتا از بچه های بزرگ تر کتک میخورد .هر فرصتی که گیر میاوردن اونو میزدن یا توی موتور خونه زندانیش میکردن(برای همین از جاهای بسته متنفره)و مسئول یتیم خونه هم هیچ وقت نفهمید .یه روز باعث میشن که دستش یه زخم بزرگ و عمیق برداره و اون به خاطر اینکه بهداری اونجا امکانات کافی نداشته اون رو فرستادن به بیمارستان و اون جا شای تونست فرار کنه که البته مجبور شد پرستار رو سر به نیست کنه .چون اگر به یتیم خونه برمیگشت قطعا می مرد.(با یه سرنگ هوا کشتتش و از خون ریختن خوشش نمیاد و روش های قتلش بدون خونه)

توضیح نژادی:وقتی که یک نفر مهارت های بقاش به شدت گسترش پیدا میکنه ژنش تغییر میکنه تبدیل به یه مقلد میشه که این تقریبا امکان نداره و تعداد مقلد ها ی توی دنیا انگشت شماره ..مقلد ها همه خیلی سختی کشیده هستن و خیلی هم کم یابن


________________________________________________________________________________

devils




نام:الکساند(alexander)
نام خانوادگی:پولِک(polk)
جنسیت:پسر
نژاد:گربه مو کوتاه(brown_tabby _cat)
سن:۳۰
لقب:بابا بزرگ،الکس،ترشیده
لقب جنایی:اقای تصادفی
حرفه:قاتل(به گونه ای که تمام قتل هاش تا به حال یک تصادف یا اتفاق شمرده شده )
اخلاق:محافظ کار،محتاط،یه لیدر خوب،اخلاق های یه فرد معمولی رو داری در صورتی که درونش مملو از چیز های شگفت انگیزه،عاشق حل معماست،درون خودش یه دانشمند داره و افکار منطقی زیادی داره

علایق:سکوت،حل معما و جدول ،طبیعت،سریال های جنایی،کتاب،فیزیک،ریاضی
تنفرات:در معرض شنیدن دعوای دیگران قرار گرفتن،همهمه ،نتونه بخوابه،معمایی که نتونه حلش کنه ،اخلاقیات زویی

ویژگی:اون واقعا یه نابغه ی فیزیکه و به همین دلیلم قتل هاش رو میتونه به خوبی تصادفی جلوه بده

توانایی:حل معما های سخت ریاضی،هر چیزی که به فیزیک ربط داشته باشه رو عالی انجام میده،دفاع شخصی ،کار با اصلحه سردش نسبتا بهتر از کار با اصلحه گرمه

قدرت:ندارد

سلاح:فقط یه چاقو که توی جیب داخلی کتش

غذای مورد علاقه:پاستا

نوشیدنی مورد علاقه:قهوه

حیوان خانگی:ندارد

زخم:ندارد

love:ندارد

سرگذشت:اون یه پسر با یه استعداد فوقولا بود که توی خیابونا سرگردون میگشت ولی یه مرد به اسم راسل براندون که اتفاقا یه قاتل هم بود اون رو پیدا میکنه و مثل یه پدر واقعی از اون نگهداری میکنه و استعداد هاشو پرورش میده و اون بالاخره میشه اینی که الان هست.


________________________________________________________________





 نام:اندرو(andrew)
نام خانوادگی:فلیکس(felix)
جنسیت:پسر
سن:۲۳
لقب:ناز نازی،اندی 
لقب جنایی:یقه سفید
حرفه:کلاه بردار ،دزد
اخلاق:طبعش خیلی بالاست،جنتل من،گاهی شیطون،زبون باز،دارای روابط اجتماعی خوب،جذاب،سخت پسند و سخت گیر

علایق:کت شلوار(حتی لباس خوابشم شبیه کت شلواره .ــــــ.)کلاه های لبه دار،وسایل اشرافی،پول،دزدی،اثار تاریخی به ویژه نقاشی های قدیمی،موسیقی کلاسیک

تنفرات:دختر های اویزون،ایستادگی  در مقابل حرف یا عملش،تابلو های تقلبی،گستاخی ،تاخیر

ویژگی:رنگ چشم پسته ای رنگش اون رو ویژه میکنه

توانایی:همه چیزش رو میتونه کاملا طبق نقشه پیش ببره ،شمشیر بازی بلده،دفاع شخصیش حرف نداره،خیلی راحت دختر ها رو جذب خودش میکنه

قدرت :اون با حرف زدن میتونه مثل یه عروسک شمارو کنترل کنه  البته در صورت تماس چشمی در اولین برخورد

سلاح :ندارد

غذای مورد علاقه:غذاهای دریایی

نوشیدنی مورد علاقه:شراب قرمز (هر چی قدیمی تر بهتر)

حیوان خانگی:ندارد

زخم:ندارد

love:ندارد

سرگذشت:اون پسر یه پلیس بود و مادرش خیلی وقت بود که مرده بود و پدرش هم وقتی اون ۱۲ سالش بود به جرم پلیس فاسد بودن (کسی نمیدونه واقعا بود یا نه)دستگیر شد.اون هم که دیگه کسی رو نداشت مجبور شد خرجش رو خودش در بیاره و به مرور زمان هم از روش دزدی یه دزد مطرح شد . و راسل براندون که از بزرگ کردن الکساندر و پرورشش لذت میبرد کم کم شروع کرد به جمع کردن اینطور بچه ها و یکی از اون های اندرو بود

____________________________________________________________________




نام:زویی(zoe)
نام خانوادگی:سیلورس(silvers)
جنسیت:دختر
نژاد:روباه
سن:۲۲
لقب:هر*زه خانم،دیوونه ،زوزو
لقب جنایی:ندارد
 حرفه:یه جورایی هر*زست و قاتل
 اخلاق:لج باز،بسیار زبون باز،پر رو،مظلوم نما ،حاضر جواب،جذاب(برای پسرا)،شیطون،منحرف،یه بازیگر فوقولاده،گاهی دلسوزو مهربون

علایق:خرید،مهمونی،خالکوبی،شام،خود نمایی،نوشیدنی های الکلی ،تنهایی،شب،لباس های گشاد برای خواب

تنفرات:بهش امر و نهی کنن،گیر های الکساندر،نزارن حرف بزنه،زورگویی،وقتی پسرا با هم دست به یکی میکنن که اذیتش کنن،وقتی مری حرفش رو گوش نمیده ،تیکه هایی که بعضی وقت ها نصارش میشه

قدرت:اتیش

ویژگی:معلوم نیست؟خوش اندامه ذیگه

توانایی:اون به ۵تا زبان مسلطه ،پیانو بلده!!،مهارت های اجتماعی و روانشناسیش حرف نداره،نشونه گیریش بدک نیست،دفاع شخصیش نسبتا خوبه ،بر خلاف ظاهرش قدرت بدنی خوبی داره

غذای مورد علاقه:ساندویچ های سرد و گرم

نوشیدنی مورد علاقه:نوشیدنی الکل داشته باشه براش بسته

حیوان خانگی:ندارد

زخم:روی کمرش یدونه زخم قدیمی داره

love:نوپ

سر گذشت: اون که به راسل سر یه موضوع مدیون بود از اون به بعد به درخواست راسل با اونا زندگی کرد تا به مری یاد بده دخترونه تر و بهتر رفتار کنه

_____________________________________________________________________




نام :جیکوب (jacob)
نام خانوادگی:تورو (toro)
جنسیت:پسر
نژاد:سیاه گوش
سن:۲۰
لقب:جی جی ،جیک
لقب جنایی :چشم شیشه ای
حرفه:اسلحه ساز،فروشنده اسلحه

اخلاق:اون یه کله شق دیوونست،خیلی شیطونه،گاهی ضد حال میشه ،روی کار ی که انجام میده خیلی دقیق میشه ،عاشق خطره ،خیلی سرسخته ،لج بازه ،روی حرفش زیاد پافشاری میکنه:تو بدترین شرایط هم لبخند از روی لبش کنار نمیره ،یه شجاعت بی جا توی وجودش داره

علایق:اجزاء بدن حیوانات (به ویژه دندون)،خوشش میاد سر به سر مری بزاره،اسلحه سازی،کتاب(این یه کرمه کتابه)،چیز های تیز،هر کار هیجان انگیزی،مکانیک،قدم زدن ،موزیک،جا های مرتفع

تنفرات:شای(دوتاشون سایه همو با تیر میزنن)،هر چیزی که از گذشتش بیاد،ارتش،محافظ کار بودن الکساندر،دعوا های پی در پی الکساندر و زویی،سر و صدا موقعی که اون داره مطالعه میکنه یا چیزی میسازه

قدرت:ایشون یه قدرت معرکه داره .اون قدرته هر کس که توی ۵ متریش باشه رو کاملا ناخوداگاه خنثی میکنه

ویژگی:اون چشم های با رنگ عجیبی داره که خیلی سرده و توی تاریکی خیلی ترسناک!

توانایی:اون توی ساخت اسلحه های سرد و گرم حرف نداره،حیله های جنگی و تمام حرکات یک ارتشی رو از حفظه:توی ساخت دستگاه های دیگه هم خوبه،دفاع شخصی و چنتا مهارت مبارزه ی دیگه رو بلده

غذای مورد علاقه:استیک

نوشیدنی مورد علاقه:مارتینی
 
حیوان خانگی؛ندارد
 
زخم:روی دستش

love:ندارد

سرگذشت:پدر اون یه مخترع و اسلحه ساز برای ارتش بود اما ارتش بعد از اینکه به خواستش رسید قصد جون اون رو کرد و اون هم جیکوب رو با تمام اطلاعاتش فراری داد و خودش قربانی شد.بعد از اون توسط راسل پیداش شد و اونو پیش خودش اورد و مثل اون دوتای دیگه پرورش داد و اون هم  الان هم توی رشته ی مکانیک توی دانشگاه تحصیل میکنه (همشون دانشگاه رفتن )و در عین حال یه فروشنده نامداره اسلحست



____________________________________________________________________





نام:مری(mary)
نام خانوائگی:سَمس (sams)
جنسیت:دختر
نژاد:گربه
سن:۱۹
لقب:ندارد
لقب جنایی:روح (goest girl)
حرفه:قاتل ،دانشجوی هنر
اخلاق:یکم شیطون،لجباز،وقتی عصبانی بشه غیرقابل تحمل و ترسناک میشه ،بعضی رفتار هاش پسرونست،شجاع و در مواقعی حتی کله شق،اگر کاری رو بهش واگذار کنی خیلی روش جدی میشه و مسئولیت پذیره و...

علایق:نقاشی و هنر های خیابانی،موسیقی،جاهای مرتفع،شب،زیورالات ظریف و فانتزی،فیلم نگاه کردن،پیاده روی توی شهر یا یه جای خلوت،گاهی وقت ها کتاب خواندن و به ندرت خرید رفتن،دریا و...

تنفرات:مرد سالاری-ـــــ-،حررف زور،موقع انجام دادن یه کاری بهش زل بزنن،زیاد سر به سرش بزارن،جدی نگیرنش،به دمش دست بزنن،قرص یا شربت بدن به خوردش،راکسل(اینا از شای و جیکوب هم بد ترن)و فیلم ترسناک ...

ویژگی:تقریبا نیمی از سرش مو های صورتی نداره و موهای خاکستریش هم رشد نمیکنه و خودش هم دلیلش رو نمیدونه

توانایی:دفاع شخصی رو به خاطر جیکوب خیلی خوب بلده،پارکور بلده،کار با اسلحه ها بازم به لطف جیکوب رو به خوبی بلده و تیر هاش به ندرت خطا میره ،نقاشی های سرعتی میکشه ..


قدرت:اون قدرتش تشابه زیادی به یه روح داره،اگر چیزی به سمتش پرت شه یا مثلا مشتی حواله ی اون بشه به خاطر قدرتش ازش عبور میکنه،یعنی شما نمیتونید اون رو لمس کنید در صورتی که اون میتونه ...
یا مثلا مثل یه روح میتونه از در و دیوار به راحتی عبور کنه

سلاح:معمولا چیز خاصی با خودش حمل نمیکنه

غذای مورد علاقه:پیتزا

نوشیدنی مورد علاقه:نوشیدنی های طبیعی و ترش

حیوان خانگی:ندارد

زخم :ندارد

love:ندارد

 
سرگذشت:توی کشور اون وقتی که بچه بود جنگی رخ داد و سرباز هاپدر و مادرش رو کشتن و اون هم توی اون سن کم برای حفاظت از جونش یه سرباز رو کشت .راسل اون رو پیدا کرد و بهش یه زندگی دوباره و سه تا برادر داد و اون الان یکی از قاتل های درجه یکیه که برخلاف تصورات قبلیش چند دوست و یک خانواده داره ....


___________________________________________________________________




نام:دویل(doyle)
نام خانوادگی:هِلد(held)
جنسیت:پسر
نژاد:ببر
سن:۱۹
لقب:نارنجی ،بچه گربه
حرفه:دانشجوی رشته موسیقی
اخلاق:شما هر اخلاقی که یک جنتل من داره رو براش در نظر بگیرید،بعضی وقت ها شیطون میشه اما برخلاف قیافش پسر ارومیه،رکه،شوخه،مهربونه،صبوره ،یه شنونده ی خوبه،توی هر شرایطی حالت رو بهتر میکنه،مسئولیت پذیره و...

علایق:موسیقی،هنر های خیابانی،هیجان،تنظیم کردن یا درست کردن اهنگ،کت های چرم و...

تنفرات:لباساش رنگی بشه،روش اب بریزن،اهنگ های چرت و پرت به گوشش برسه،یکی بهش گیر بده،موهاش رو خراب کنن و...

ویژگی:خودش به اندازه ی کافی ویژه هست

توانایی:پارکور،رقص خیابانی،تنظیم اهنگ،میتونه یه دیجی خوب باشه

قدرت:ناخون های اون در همون اندازه ای که هست بسیار تیزه و هر چیزی رو میبره

سلاح:ندارد

غذای مورد علاقه:همبر گر

نوشیدنی مورد علاقه:اسموتی

حیوان خانگی؛یه گربه داره

زخم:ندارد

love:ندارد

سرگذشت:پدرش وقتی اون بچه بود مادرشو ول کرد و مادرش هم بعد از مدتی دیگه واقعا توان  نگهداریشون رو نداشت و پس اون و خواهرش رو ول کرد و اون مجبور شد توی دوران دبیرستان هم  سر کار بره و هم از خواهرش که الان ۱۳ سالشه نگه داری کنه .خواهرش الان عزیز ترین کسیه که اون داره .اون توی دانشگاه با مری اشنا میشه  و حتی از اسرار زندگی اون و قاتل بودنش باخبره ولی بازهم مری رو دوست به عنوان بهترین دوستش میدونه

آخرین مطالب