تبلیغات
sonic advocates
(ㆁᴗㆁ✿)پست ثابت(ㆁᴗㆁ✿)
خوشامدین ای خواهران برادرانヾ(´¬`)ノ

خب براساس اینکه اینجا هم یه وبه بذارید یه چندتا قانون کوچولو موچولوی مهم را بگوییم(¬‿¬)

1)در این وب هیچ کس حق کپی از بیوگرافی ها کارهای هنری و داستان  ندارد( ̄▽ ̄)ゞ

2)ما از هیچ کدام از داستان و بیوگرافی و هنر دیگران و... کپی نمیکنیم همه چی اورجینال تشریف داره(^▽^;)

3)همانا که که کل کل مجاز است و توهین حرام است)(`ε´)

4)با مدیر های مدبر و زیبایمان خوب رفتار کنید وگرنه به قول رکسی با خاک یکسانید وهاهاهاها(゚ω゚;)

5)کپی با ذکر منبع 
ಠ◡ಠ

امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید و باهم دوست بمانید(≧∇≦*)

مدیران وب:


با کلیک روی هر شخصیت به صفحه شخصی اون وارد میشید که حاوی بیوگرافی شخصیتاشه


(⊙ꇴ⊙)سر خط خبر های وب:(⊙ꇴ⊙)
  
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
^____^ برای پاسخگویی به سوالات در این پست نظر بدید

ادامه مطلب

[ دوشنبه 12 تیر 1396 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ mini_suki (^-^*)ノ ] [ نظرات () ]
سر بزنید!!
دوستاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
به وب انکو سری بزنید 

http://www.uncobikar.blogfa.com/

یک انکوی بیکار

[ شنبه 24 تیر 1396 ] [ 04:13 ق.ظ ] [ mini_suki (^-^*)ノ ] [ نظرات () ]
Black dimension - 0.1

خوب دوستان این قسمتی که میبینید و نظاره میکنید قسمت صفر بخش یکه یعنی هنوز داستان اصلی شروع نشده این قسمت مربوط به...

خودتون برین بخونین دیگه


ولی قبلش بدونین نوشته های بین * * حرفای نویسنده هاست و حرف هایی که بعد از علامت#  میاد منظور زیر لبی حرف زدن یا حرفای تو ذهنه.

نظرم یادتون نره

بکلیک رو من افرین بکلیک

[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ Tiffany Cruel ] [ نظرات () ]
داسی

درود دوستااااااااننننننننن


مدتی محویده بودم چون تنبلیم میشد


ولی هم اکنون میخوام اعلام بنمایم میخوام داسی بگذارم به نام بعد سیاه  که ما از اسم خارجیش استفاده مینماییم black dimension


زندگی نامه تافی بیده و اینا


چهار فصله و اینا

تعداد قسمتاشم معلوم نیسته و اینا

الانم میخوام فصل اولشو بزارمو اینا

اسم فصل اولشم دوست خائن بیده و اینا


و منتظر باشین و اینا





[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ Tiffany Cruel ] [ نظرات () ]
لطفا
لطفا از سوکی نخواین واستون نقاشی بکشه
همون طور که خودش گفت مشغله زیادی داره
و شما باید اینو درک کنید...
هر وقت خودش دوست داشت و وقت کرد
حتما واستون میکشه
پیشی مهربونیه^ـــــــــــــ^

برچسب ها: خبر ،
[ سه شنبه 20 تیر 1396 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ () ]
کادو تولد رن چان
بچولا سه تیر تفلد رن بود.__________.
و من با گشادی دیروز کادوشو تموم کردم 
تفلدت با کلی تاخیر مبارک رن چان
(فک کنم دیگه همه فهمیدن قلم خریدم.__.:)

برچسب ها: نقاشی ، نقاشی های سوکی ،
[ جمعه 16 تیر 1396 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ mini_suki (^-^*)ノ ] [ نظری هست؟^^ () ]
نکبت :/

 
کشیده شده توسط

alittlebitfast

برچسب ها: پسران سونیکی ،
[ چهارشنبه 14 تیر 1396 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ نظرات () ]
Amii-Art
سلام
امروز (اهم امشب)
یهویی قصد کردم از یه ارتیست دیونت ارت به اسم

Amii-Art

براتون پست بزارم

همون عکس سونیکیا که میکشه

سبکش خیلی دوست داشتنیه

ببینید











تموم شد دیگه..

پر رو نشید دیگه

برچسب ها: دختران سونیکی ،
[ چهارشنبه 14 تیر 1396 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ نظرات () ]
دلنوشته
یه حس بد بختی و تنهایی خاصی بهم دست داده و طبق شواهد از خودم و وضعیت زندگیم داره حالم بهم میخوره...
یه گهگاهی هم اشک تو چشمام جمع میشه XD

فکر کنم دارم افسرده میشم :)


#دلنوشته

برچسب ها: دلنوشته ،
[ چهارشنبه 14 تیر 1396 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ roxsana . ] [ نظرات () ]
بشر....بدبخم
سلام بشر سوکی تنیل بدبخم 

درگیر یه سری بدبخیم دوتا کلاس واس تابستون نوشتن و من گاهی روزا به زور وقت دارم

حالا جدا از اینا بریم سراغ اصل مطلب
اولن که باید به داستانم برسم نقاشی کنم چالش شرکت کنم و برای وب دکمه بسازم که البته دیگه کاری نداره
دوم کلی بشر توی تلگرام هستن که سفارش دادن و بخواطرش پول دادن و نموتونم درخواستشونو رد کنم
سومن شلمنده سومن نداریم کلا خیلی نقاشی دارم تازه به داداشمم قول دادم که یه کانال بزنم و یه اکانت دیونت ارتم قراره بزنم
از این که نمیام زیاد شلمنده نظرم یادم میره بدم بازم شلمنده وقت کنم میام 

زندگیم که ریخته رو سرم کلا بدبخیه این تابستون الکیم استرس هنرستان دارم:/

خوووووووووووووو....کلاس نقاشیم سعی میکنم بزارم کمی صبرکنید با تشکر
همین دیه اومدم دردو دل کنم که با این همه تنبلی کلی کارم دارم
برم محو بشم 
سلامتی خودتون صلوات
(اینم میزارم دلتون یکم وضعیتم قابل درک باشه)
فازمم قابل درک نیست بابای

برچسب ها: حرف ، خبر ،
[ دوشنبه 12 تیر 1396 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ mini_suki (^-^*)ノ ] [ کمی نظر واس روحیه:/ () ]
بیوگرافیم(تیفانی)
  نقاشی از منه و دیجیتالی کردنس از راکی چانه که دستش خیلی درد نکنه
اسم اصلی:تیرانی
اسم دوم: تیفانی
فامیل:کرول

سن: سن اصلی اصلیش 15

نژاد: کایوت نابودگر
وزن:who knows?

ویژگی خاص جسمی:چشمان سیاه بدون مردمک

زخم: نداره

پدر:مرده / مادر:کیرا
توضیح:(ملکه ی سرزمین کایوت های نابودگر-بعد سیاه)/
برادر: تام
توضیح:( پنج سال بزرگتره)

القاب:تافی- تافی- پیف پاف(نمیدونم این چیش شبیه اسم منه-________-) تیراهن(دنی میگه)- هویچ (یکی از رفیقام میگه)- پشمک(اینم یکی از رفیقام میگه)- چوب شور(اینم یکی از رفیقام میگه) 
اگر لقب جدیدی گفته شد اضافه میکنم

شغل شریف: محصلی که در ازمایشگاه کار کنه 
توضیح:(همه جای ازمایشگاه کار میکنه به جز بخشی که مربوط به کالبد شکافیو پاشیدن خون میشه)

شغل ناشریف: قاتل قراردادی 
توضیح:(منظور اینه که یه قرار دادی با شخصی میبنده و تا مدت زمان معین برای طرف کسانی که میخوادرو میکشه)

لقب جنایی:پرنسس سفید - قاتل سفید
توضیح:(تو بخشی که قراره  قدرتارو توضیح بدم دلیل این لقب توضیح داده میشه)

قدرت نژادی:اتش سفید 
توضیح:(وقتی از این قدرت استفاده میکنه چشماش خاکستری مایل به سفید میشه -این اتش هیچ زخمی روی پوست ایجاد نمیکنه فقط و فقط به اندامای داخلی صدمه میزنه که این صدمه ها به بزرگی و کوچیکی شعله بستگی داره.
شعله ای به اندازه ی شعله ی شمع:از بین بردن قدرت حریف
شعله ای به اندازه ی  مشعل کوچک:نابودی قدرت و مهارت های رزمی
شعله های بزرگ دیگر: از بین بردن کل اندام های داخلی به جز استخوان ها (که اینجوری فرد که مرده میشه پوست و استخون)
به طوری که وقتی کالبد شکافی روی جسد انجام بگیره همه میبینن که دیواره های پوستی از داخل همشون سفید شده ان برای همین بهش میگن پرنسس سفید یا قاتل سفید)

قدرت اصلی: نوعی خنجر که از پشت دستش درمیاد که تعدادش تا سه تا میرسه و ممکنه اندازه هاشون به اندازه ی یه شمشیرم برسه.

علایق:داداشششششششششششششششششششششششمممممممممم-بستنیییییییییییییییییی بستنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییشکلات گلاسهههههه - یه گوشه نشستن - اینترنت - اینترنتتتتتتت- انیمیشن- گیتار زدن(هرچند بلدم نیستم)

تنفرات: خیار شور - خیارشور- خیار شوررررررررررر -بازم تاکید میکنم خیار شورررررررررررر
کیرا- بعد سیاه- سونیا - جولیت پارکر(شخصیت قبلیم)- ارایش-خرید- اشپزی- اخبار- داستانای عاشقانه ای که دیگه توش شورشو دراوردن و به عبارتی حسابی لوس شده- سالاد الویییییههههههه

ترس :خون - موش

اخلاقیات: همونی که قراره تو داسیم ببینید

زندگی نامه: داستان بعد سیاه

love: who knows?

رفیق: زیادن
 دشمن:زیادن

تیکه کلام: میدونی(هرفعلی با مصدر دونستن)- مرده شورتو ببرن (جملاتی از این دسته مثلا مرده شور خودتو عمتو باهم ببرن)- نکبت


درمورد نژاد و بعد سیاه بعدا توضیح داده خواهد شد


برچسب ها: بیوگرافی ،
[ دوشنبه 12 تیر 1396 ] [ 10:03 ق.ظ ] [ Tiffany Cruel ] [ :) () ]
خبر + بیوگرافی + نقاشی
سلام به همگی شرمنده به وباتون سر نمیزنم یا پست نمیزارم چونکه . دارم میرم مسافرت 10 روزه 
ایرانسل آنتن بده یا وای فای بیابم میام ^^
صفحات جانبی بیوگرافی هانترس رو گذاشتم 
بچه ها پس از 9 ماه نقاشی کشیدم چطور شده ؟ 
خب بای تا 10 روز دیگه ♡

برچسب ها: خبر ،
[ یکشنبه 11 تیر 1396 ] [ 02:44 ق.ظ ] [ _huntress_ ] [ عمو من اینجام =/ () ]
ask box
ااااییینم سری دوم
اول با کیانا شروع میکنیم:
 
کی کی از اونجایی که بین سوالان زیادی فاصله ای نبود نتونستم کاتش کنم مجبور شدم بنویسم...مشکیه سواله















بوی بندای دوست داشتنی من




اینم از اتمام پاسخ به سوالات..
خیلی کیف داد بچه ها دمتون گرم
اگر بازم سوال بود بپرسید من خیلی دوست داشتم
کلی هم موقع کشیدن بهشون خندیدم...سوالاتون با حال بود(کیااانااا )
خوب دیگه نظر یادتون نره

برچسب ها: ask box ، احمقانه ،
[ شنبه 10 تیر 1396 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ حرفی؟سخنی؟ () ]
ask box
سری اول:
 با سوالات سحر شروع میشه














اینم سری اول
سری دوم به زودییی
ببخشید اگر دست خطم خوانا نیست..
ایده چطوره؟؟
من واقعا لذت بردم خدایی..خیلی کیف میده جواب رو بکشی

برچسب ها: ask box ، احمقانه ،
[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ نظرات () ]
ارام بخش

تیفانی:پنج دقیقه....

دنی:فقط پنج دقیقه دیگه مونده...

هیکاری: اوهوم.

دمین:بله پنج دقیقه



روز= جمعه 96/3/9

ساعت= 8:55

مکان:ساختمانی که قراره توش ازمون نکبتی نمونه داده شود (لطفا بر گیرندگان ازمون این مدارس لعنت بفرستید با تشکر)

افراد حاضر:تا اونجا که من خبر دارم تیفانی و دنی و هیکاری(ازمون دهندگان)+ دمین و همین دیگه دمین( برگ چغندر و صد البته راننده )      


تیفانی: ما میتونییییییییم من میدونم که میتونیییییممممم!

دنی:نفس عمیق....هههههه هوووووووووووووووووووووو ههههههه هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو......

دمین: با این حجم خروجی بازدم مطمئنم هیچ کربن دی اکسیدی درون بدنت باقی نموند.

دنی: بخف تمرکزمو از بین نبر.

دمین:رو چی داری تمرکز میکنی دقیقا؟

تیفانی: تو مغز تو نمیگنجه .

هیکاری به اسمان نگریست:چه قدر هوا گرمه.

دمین بیخیال موضوع شد: چه قدر دختر اینجاااااااااسسسسسسسسسسسس!

شترقققققققققققققققق

دمین با زمین یکی شد.

دمین سرشو بلند کرد:الان چرا زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!

دنی: تورو نزدم دخترای مردمو نجات دادم.

دمین: :|||||||||||||||||||||||||||||||||||

تیفانی: من هرکار میکنم استرسم از بین نمیره پنج دقیقه دیگه هم میریم سر جلسه...اخرشم این استرسه  باعث میشه بر*نم تو امتحان و اونوقت دیگه دیگه....

دنی:...

هیکاری به ساعت نگریست.

تیفانی:هیکی چان خواهر...تو استرس مسترس نداری؟

هیکاری:نه ندارم.

تیفانی:

دمین:یادبگیرین ازش.

 و دنی یکی زد پس گردنش و اینگونه دمین تصمیم گرفت خفه شه.

دنی:....

تیفانی:تاحالا تمام راه ها برای کم استرسو امتحان کردیم...خواب...استامینوفن....ارام بخش....راینتیدین(واس معده اس نمیدونم چرا خوردم)...ژلوفن(واسه سردرده چرا خوردم؟؟؟؟!!) خط خطی کردن برگه...و..... و.....و....و....  ولی این استرسه نرفته که نرفته ......

دنی:ولی به طرز عجیبی من از مقدار استرسم کم شده.

تیفانی:نههههههه؟!!!!!!!!!!!چه جوری؟؟

دنی:نمیدونم:|

تیفانی:فکر کن یه کم شاید بفهمی.

دنی فکر کرد....فکر کرد...و فکر کرد...

دنی:فهمیییییدمممممم یه راه هست که امتحانش نکردیم و من با انجام اونکار به مدت کوتاه استرسم کم شد.

تیفانی:چی کار؟؟؟؟

دنی نگاه معناداری به دمین کرد.

تیفانی به دمین نگاه کرد و در عرض دوثانیه نگاه نفهمیش به نگاه معنادار تبدیل شد.

دمین:نمیدونم چرا حس میکنم من باید برم....

و تا پلک رو بست خواست بازش کنه با خاک زمین دوباره یکی شد.

دنی:بزنننننشششششششششششششش نزار فرار کنههههههههههه

تیفانی:نمیزااااااااااااررررررمممممممم

و بله دوتایی باهم ریختن سر دمین تا خورد زدنش.ولی هیکاری همچنان انان را مینگریست.


ساعت نه شد.

تیفانی نفسی از روی اسودگی کشید:اخییییششش احساس ارامش میکنم.

دنی: با این احساس ارامشی که کردم من امتحانمو قبولم.

تیفانی:بریم خواهرم.

و دوتایی چست و چابک نرم و اروم  همچو اهو میپریدن از سر جو...هرچند از سر جو نبود از سر پله های ساختمون بود ولی پله قافیه رو خراب میکرد. درکل ان دو به داخل ساختمان برفتن.

هیکاری به رفتن ان دو نگریست و به عنوان اخرین فرد یکم سر دمینو که رو زمین بود لگد کرد و صورت اورا در زمین فرو نمود و به سوی ساختمان برفت: همیشه اخرین حرکت مزه ی بیشتری داره

اری ان سه با ارامش روحی روانی و جسمی پشت میزهایشان بنشستند و هم اکنون منتظر برگه های ازمون میباشند.




و طبق اخبار به دست رسیده درباره ی وضعیت دمین اینطور به نظر میرسه که کلا بعد اون کتک خوری بزرگ ،مستخدم هرکار کرد از هرچیزی که استفاده کرد نتونست دمینو از زمین جدا کنه به همین دلیل با اب و صابونو جارو داره میشورتش که ملت که دارن رد میشن  حداقل ببینش روشو لگد نکن.


تا پایان امتحان نمونه بدرود




برچسب ها: طنز ،
[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ Tiffany Cruel ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات سایت