برگشتممم
سلامممممم 
برگشتم...خبر خوب دارم و خبر بد و یه توضیح
درباره ی اون اردو یادم رفت بگم اموزشی بود..در واقع دهن سرویسیه ولی خیلیییییی به درد میخوره..یعنی فکر کن ما ساعت ۶ بلند میشدیم از خوابگاه میرفتیم کلاس اموزشی تا هفت شب ..طی این دوشب هم یه شاه چراغ رفتیم یه حافظیه ..بعدا چنتا عکس ازش میزارم...
توی حافظیه با یه زن و شوهر هلندی اشنا شدم که امده بودن ایران گردی ..با انگلیسی از هر دری باهاشون سخن گفتم و خیلی ادم های خوبی بودن ...تازه مرده به شوخی گفت وقتی تو ساعت شیش بلند میشی من خوابم :)
حالا بریم سر اخبار ..خوب ..از کدوم شروع کنم حالا؟؟
خبر بد:من خیلییییییییییییی خستم ..یه ساعت پیش رسیدم خونه ...ایتراحتاشون فقط ۵ دقیقه بود و حسابی اموزشی بودا ...حسابیییی ولی خیلی هم خوش گذشت ..پس من برای جبران خستگیم چند روزی نمیتونم اپ کنم و در ضمن ...اصلا وقت نشد داستان بنویسم ..تو پروژه خودمون مونده بودم والا ..نشد اصلا داستان بنویسم..تازه تا ۲۴ مرداد باید دوتا پروژه بهشون تحویل بدم تا دوره ی بعد اگر پروژم قبول شد  بتونم برم مرحلهی ۲ چون این مرحله یک بود ...کلا بدونید من الان به قول شیرازی ها 
ل لهم
خبر خوب:توی گروه ها ...گروه ما ..دقت کنید مااااا گروه نخبه ی برتر شدیم توی خانوما یعنی امتیاز های ما از بقیه خیلیییییی بیشتر بود .(بعدا جایزه هارو عکس میزارم)نمی خوام بگم از بقیه بهتر بودم ..ولی دو تا از پروژه هارو من بدبخت تنهایی کشیدم چون بقیه می خواستن دکتر شن...__. تو یکی از پروژه ها هم مردم که ایدمو انجام بدم اخرش همون طرح شد طرح بر تر..
خبر خوب بعدی مال تافی است ...خواهر من ممکنه امشب بیام اونجا که خودت میدونه دیگه 
 و البته ....روز همه ی شما مبارک باشه دلم برای تک تک شما تنگ شده بود 
ما که امروز یهو با کیک و برف شادی استادا ریختن توی کلاس  و جشن گرفتن برامون ...خیلی باحال بود 
امید وارم این طرح که فعلا مختص به شیرازه توی شهر شما هم پیاده بشه ...خیلی بدرد بخوره 

[ پنجشنبه 14 مرداد 1395 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ roxsana . ] [ هوی تو...روزت مبارک ..نظر یادت نره () ]
آخرین مطالب